1چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: نخودفرنگی (Pisum sativum L.) چهارمین گیاه مهم از گروه حبوبات در جهان است که به صورت نخود خشک، نخود سبز و نخود علوفه ای مصرف می شود. این گیاه یک ساله، خود گرده افشان و دیپلوئید (2n = 2x = 14) است که به عنوان یک محصول باغی و مزرعه ای به طور گسترده در سراسر مناطق معتدل جهان کشت می شود. این گیاه با وجود این که از دیرباز در ایران کشت می شده است، اما مطالعات اندکی بر روی ژنوتیپ های جمع آوری شده در ایران و خصوصیات و تنوع ژنتیکی آنها در دسترس هستند. با توجه به تمایل کشاورزان به کشت ارقام خارجی، نمونه های موجود در کشور مورد فرسایش شدیدی قرار گرفته اند و بسیاری از نمونه های موجود در کلکسیون سبزی و صیفی بانک ژن یونیک هستند و امکان پیداکردن این نمونه ها در عرصه وجود ندارد. این نمونه ها معمولاً به شرایط آب و هوایی و آفات و بیماری کشور سازگار هستند و در توسعه کشت پایدار اهمیت به سزایی دارند. بنابراین، نمونه های کلکسیون نخودفرنگی بانک ژن از اهمیت ویژه برخوردار هستند. در این تحقیق به بررسی تنوع ژنتیکی نمونه های نخودفرنگی بانک ژن پرداخته شده است.
مواد و روش ها: در این بررسی، 63 نمونه نخودفرنگی به همراه پنج رقم تجاری Wando, Mr. Big, Alderman, Rondo و Utrillo در سال های 1399-1400 در مزرعه پژوهشی بانک ژن گیاهی ملی ایران (موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر) به صورت طرح آگمنت در هفت بلوک کشت شدند و مورد ارزیابی قرار گرفتند . هر نمونه در یک خط دو متری با فاصله ردیف 60 سانتی متر و فاصله بوته 10 سانتی متر کشت شد. 38 ویژگی زراعی و مورفولوژیکی بر اساس دستورالعمل UPOV در صفات مربوط به برگ، گل، غلاف و دانه ارزیابی شد. همچنین، بـه منظور تعیین تنوع صفات کیفی از شاخص شانون (Hˊ) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و محاسبه همبستگی با روش پیرسون و گروه بندی ژنوتیپ ها با استفاده از تجزیه کلاستر انجام شد.
یافته ها: طبق نتایج، بیشترین ضریب تغییرات در صفات کمّی (CV) به ترتیب برای طول فاصله اولین تا دومین غلاف (cm 1/3) و طول اسپور (cm 0/85) و کمترین ضریب تغییرات عرض استاندارد (cm 0/14) و طول ساقه تا آخر پیچک (cm 0/15) بهدست آمد. بیشترین ضریب شانون در صفات کیفی در صفات شدت نقاط گوشوارک (1/33)، سایز گوشوارک (1/09) و انحناء غلاف (1/04) مشاهده شد. کمترین ضریب شانون در صفت برگچه دار بودن (0/09) مشاهده شد. قوی ترین همبستگی مثبت بین وزن صد دانه با طول و عرض غلاف و همچنین بین طول غلاف با عرض غلاف به دست آمد. تجزیه به مؤلفه های اصلی نشان داد که چهار مؤلفه اول در برگیرنده 65% از کل تغییرات بودند. در مؤلفه اول که 33 درصد از تغییرات مشاهده شده را به خود اختصاص داد، مهمترین صفات تاثیرگذار بر این مولفه وزن صد دانه خشک، طول و عرض غلاف بودند. مؤلفه دوم 15 درصد از تغییرات داده ها را توجیه کرد و دارای ارتباط قوی و مثبت با طول برگچه و طول دمبرگ بود. مؤلفه سوم 10 درصد از تغییرات داده ها را توجیه کرد و دارای ارتباط قوی و مثبت با طول از ساقه تا اولین غلاف و تعداد بذر در غلاف بود. مولفه چهار 7 درصد از تغییرات مشاهده شده را به خود اختصاص داد و با صفات طول فاصله اولین تا دومین غلاف و طول گوشوارک از نوک تا ساقه ارتباط قوی و مثبت بود. در تجزیه خوشه ای، نمونه های ژنتیکی به هفت گروه مجزا به ترتیب 8، 26، 6، 1، 2، 13 و 12 طبقه بندی شدند. گروه بندی نمونه های ژنتیکی مستقل از منشأ جغرافیایی آنها بود. نمونه های ژنتیکی مختلف نخودفرنگی مورد بررسی دارای طیف وسیعی ازخصوصیات ریخت شناسی بودندکه نشان دهنده تنوع ژنتیکی بالای این محصول است.
نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده وجود دامنه 32 روزه در تعداد روز تا شروع گلدهی، دامنه 90 سانتی متری در ارتفاع بوته و دامنه 24 گرم در وزن صد دانه بود. در این تحقیق، نمونه های ژنتیکی 38، 79، 83 و 82 زودگل ترین ژنوتیپ بودند و نمونه های ژنتیکی Mr. Big و 81 بیشترین طول و نمونه های ژنتیکی 81 و 83 بیشترین عرض غلاف را داشتند. نمونه های ژنتیکی 80، 82، و 58 بیشترین وزن صد دانه را داشتند. در صفات نوع براکت و حاشیه گوشوارک، تنوع زیادی در نمونه های ایرانی مشاهده شد که به نظر می رسد گنجاندن این صفات در دستورالعمل آزمون تیپ نخودفرنگی (دیسکریپتور) ضروری باشد. در این مطالعه، تنوع ژنتیکی بالایی در بین نمونه های نخودفرنگی موجود در کشور مشاهده شد که از این تنوع می توان در برنامه های به نژادی و برای دستیابی به ارقام سازگار با مناطق کشت ایران بهره برداری کرد.